طنز، فکاهیات وموضوعات انتقادی روز
انعکاس دهنده مشکلات ونابسامانی های کشور
چهار شنبه 15 خرداد 1392برچسب:, :: 5:20 قبل از ظهر ::  نويسنده : توحید

برق 

شمع را روشن کنید چون برق ما پرچو شده
مسئولین گویند که بند برق ما بی او شده
بس که نرخ تیل و گاز و چوب در آسمانها برفت
رنگ زرد مأمور بیچاره چون ماتو شده
خانۀ زور آوران بینی اگر در شام تار
پرتو برق است مپنداری به شب افتو شده
کلبۀ بیچارگان تاریک ، توانگر را ببین
چند گروپ صد شمعه هر جایی لکه تو شده
میرسد روزی که بینی مأموری را با جلاب
بر سر نرخ و نوای چوب سوخت چنگو شده
گر کسی پرسد چسان راهت بیابی گویمش
چشم و دست و پای ما در تاریکی ها رو شده
او غم چیزی ندارد آنکه او را برق نیست
در سر شب ساعت هفت، هشت پهلو خو شده
از فراق برق و تیل و گیس و شمع و روشنی
» واحد «بیچاره در یک برج برق پای دو شده
چهار شنبه 15 خرداد 1392برچسب:, :: 5:17 قبل از ظهر ::  نويسنده : توحید

روزی شخصی به مسجد رفته از ملا پرسید:

ملا صاحب قبله کدام طرف است ؟ ملا درجواب گفت

آفرین نماز خوان شدی !

شخص: نی ملا صاحب میخواهم ماهواره را نتظیم کنم.

هاهاهاهاهاهاهاهاهاها

سه شنبه 14 خرداد 1392برچسب:خواهرم ای دختر کابل زمین , :: 11:38 بعد از ظهر ::  نويسنده : توحید

 

خواهرم ای دختر کابل زمین

در خیابان چــــــــهره آرایش مکن
از جوانان ســـــــــــلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز
در مسیر چشم
ــــــــها افسون مریز

یاد کن از آتـــــــــــــش و روز معاد
طره گیـــــــــــــسو مده در دست باد

خواهرم دیـــــــــگر تو کودک نیستی
فاش تر گویم عروســــــــــک نیستی

خواهرم ای دختـــــــــــــر کابل زمین
یک نظر عکس شهیـــــــــدان را ببین

خواهرم این لباس تنــــــــــگ چیست ؟
پوشش چسپـــــــان رنگارنگ چیست ؟

خواهـــــــــــــــــــرم اینقدر تنازی مکن
با اصول شـــــــــــــــــرع لجبازی مکن

در امور خویــــــــــــــش سرگردان مشو
نو عروس چشــــــــــــــــــم نامردان مشو

پاسخ:

ای فلانک خاک عالم بر سرت
گر چنین گویی سخن با خواهرت

خواهر تو نیستم البته من
پس فزونتر از دهانت زر نزن

چشم هیز و خوی بد ، فکر پلید
از دل هر مصرعت آمد پدید

زشتی دید و کلام ذات تو
هست پیدا در همه ابیات تو

از خرد چون کم رسیده سهم تو
نیست زیبایی من در فهم تو

هم نگفته با تو هیچ آموزگار
هست طنازی به طای دسته دار

همچنین آرایش من ای عمو .....
در خیابان نیست ، کم یاوه بگو

جای آرایش چه نزدیک و چه دور
سالن زیبایی است ای بیشعور

من لباس تنگ میپوشم ، بله
پوشش خوشرنگ میپوشم ، بله

میشوم طناز و زیبا و ملوس
میخرامم در چمن چون نوعروس

زلف خود ریزم برون از روسری
میکنم در چشم مردان دلبری

طره گیسو دهم در دست باد
گور بابای تو و روز معاد

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ

به وبلاگ تمیم خوش آمدید
موضوعات
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها

من مایلم با شما تبادل لینک داشته باشم شما چطور؟





نويسندگان


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 4
بازدید ماه : 10
بازدید کل : 1411
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1